http://v110.ir/salavat/ http://v110.ir/salavat/ چهل روز - کلبه تنهایی


















سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا


کلبه تنهایی

چهل شب است که بر نیزه شدن آفتاب را بر سر 

شانه های آسمان می گرییم .

ای چرخ ! غافلی که چه بیداد کرده ای .

زخم عاشورا همیشه تازه است . 

پاییز را دیده ای ، چگونه نوباوگان تابستان

را به زمین می ریزد و سر و روی جهان را به زردی می نشاند .

اکنون دیری است که پروانه های هاشمی مان را

شعله های یزیدی بر تپه های خاکستر

فرو ریخته اند . دیری است که گیسوان کودکی

رقیه را بادهای یغماگر با خویش برده اند .

زمین پاییزش را از یاد می برد

اما زخم عمیق عاشورارا هرگز . . .

 بانو زینب (س) چرا سفارش کردی وقتی به

مدینه النبی رسیدید اجازه ندهیم کسی بر سر و

رویش خاک بریزد ؟ می دانم چرا ، چون هنوز

باد گرد و خاک کوچه های کوفه و شام را از سر

و روی زنان و کودکان عزادار نربوده است .

این صورت های کبود و دست های سوخته نیازی

به گلاب افشانی ندارند . هنوز اربعین گل هایی که

با تشنه کامی بر خاک و خون افتادند نگذشته است .

گفتی کسی پای برهنه به استقبالتان نیاید می دانم چرا ؟

چون این کاروان پر است از کودکانی که پای پر آبله دارند .

سفارش کردی شهر را شلوغ نکنند و دور و برتان را نگیرند

می دانم چرا ؟ چون شما از ازدحام نگاه های نامحرم و بیگانه

باز گشته اید . دل تو برای خلوت مزار جدت پر می کشد

تا به دور از چشم خونبار رباب و سکینه و سجاد (ع)

و این کاروان داغدار پیراهن کهنه و خونین حسین (ع)

را بر سر و روی خویش بنهی و گریه های فرو خورده

چهل روزه ات را یک سره رها کنی .


نوشته شده در چهارشنبه 91/10/13ساعت 9:48 عصر توسط یاس آبی| نظرات ( ) |